هر روز، دهها خانواده در ایران با یک تماس تلفنی، یک خبر کوتاه یا صدای زنگ در خانه، زندگی شان برای همیشه تغییر میکند؛خبری که پایان یک سفر، پایان یک عمر یا آغاز سالها رنج و داغ را روایت میکند.
آمارهای رسمی نشان میدهد مرگ در جادهها و خیابانهای کشور نه یک حادثه مقطعی، بلکه بحرانی مزمن است؛ بحرانی که با وجود هشدارهای مکرر، برنامه های متعدد و وعده های فراوان، همچنان سالانه نزدیک به ۲۰ هزار قربانی میگیرد.
بررسی تازه ترین آمار سازمان پزشکی قانونی و اظهارات مسئولان و کارشناسان نشان میدهد مجموعه ای از خودروهای ناایمن، جاده های حادثه خیز، خطاهای انسانی، ضعف نظارت و کمبود زیرساختها، همچنان زنجیره مرگ را در جاده های ایران حفظ کرده است.
آمارهایی که زنگ خطر را خاموش نمیکنند
سازمان پزشکی قانونی ایران اعلام کرده است که در سال ۱۴۰۴، ۱۹ هزار و ۵۴۰ نفر در حوادث رانندگی جان خود را از دست دادهاند؛ آماری که نسبت به سال قبل تغییر محسوسی نداشته، اما همچنان یکی از تلخ ترین شاخص های اجتماعی کشور محسوب میشود. از این تعداد، ۱۵ هزار و ۶۶۰ نفر مرد و سه هزار و ۸۸۰ نفر زن بودهاند.
این اعداد زمانی نگران کننده تر میشوند که روند چند سال گذشته بررسی شود. در سال ۱۴۰۲ تعداد جان باختگان به ۲۰ هزار و ۴۵ نفر رسید؛ رقمی که پس از ۱۱ سال بار دیگر از مرز ۲۰ هزار نفر عبور کرد. در همان سال نیز بیش از ۳۹۱ هزار نفر در تصادفات مصدوم شدند؛ یعنی روزانه بیش از هزار نفر آسیب دیده که بسیاری از آنان با معلولیت های دائمی، قطع عضو یا آسیب های نخاعی تا پایان عمر زندگی خواهند کرد.
اگرچه آمار سال ۱۴۰۴ نسبت به ۱۴۰۲ اندکی کاهش یافته، اما تثبیت تعداد کشتهها در حوالی ۲۰ هزار نفر نشان میدهد کشور هنوز نتوانسته از بحران تصادفات عبور کند.
بحران فقط تعداد کشتهها نیست؛ کیفیت مرگهاست
آنچه کارشناسان را بیش از تعداد قربانیان نگران میکند، شدت تصادفات است؛ سردار سید تیمور حسینی، رئیس پلیس راهور فراجا، بارها اعلام کرده است که ۵۱ درصد جان باختگان در همان صحنه تصادف جان خود را از دست میدهند، ۶ درصد در مسیر انتقال و ۴۳ درصد نیز در مراکز درمانی فوت میکنند؛ آماری که به گفته او نشان دهنده شدت بالای برخوردها و سرعت غیرمجاز در جاده هاست.
به گفته وی، مدیریت سرعت همچنان مهم ترین حلقه مفقوده ایمنی جاده های کشور است؛ زیرا بخش قابل توجهی از مرگها حتی فرصت رسیدن مصدوم به بیمارستان را نیز از بین میبرد.
خودرو؛ از وسیله حمل ونقل تا «ارابه مرگ»
شاید مهم ترین و صریح ترین انتقاد سال های اخیر را سردار احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی، مطرح کرد؛ زمانی که برخی خودروهای داخلی را «ارابه مرگ» نامید.
او تأکید کرد ۵۰ تا ۶۰ درصد علت تصادفات فوتی به خودروهای ناایمن مربوط است؛ خودروهایی که هنگام تصادف توان حفاظت از جان سرنشینان را ندارند.
پیشتر نیز سردار سید تیمور حسینی اعلام کرده بود اگر به جای «وقوع تصادف» بر «شدت تصادف» تمرکز کنیم، سهم خودرو و راه از خطای انسانی نیز بیشتر خواهد شد؛ زیرا در بسیاری از کشورهای دنیا خطای راننده اجتناب ناپذیر است ،اما خودرو باید بتواند جان سرنشین را حفظ کند؛ او بارها از کیفیت پایین خودروهای داخلی، ضعف بدنه، نبود تجهیزات ایمنی استاندارد و قیمت گذاری بدون ارتقای ایمنی انتقاد کرده است.
جادههایی که هنوز ایمن نشدهاند
در کنار خودرو، وضعیت راهها همچنان یکی از عوامل اصلی افزایش تلفات است؛ پلیس راه کشور طی سالهای اخیر بارها اعلام کرده بیش از ۳۳۰۰ نقطه حادثه خیز در کشور شناسایی شده که هنوز همه آنها اصلاح نشدهاند.
سردار حسن مومنی، رئیس پلیس راه کشور، میگوید هنوز بیش از ۶۰ درصد تصادفات در ۳۰ کیلومتری شهرها رخ میدهد؛ محدوده ای که رانندگان به اشتباه تصور میکنند سفر به پایان رسیده و با افزایش سرعت یا کاهش تمرکز، بیشترین خطر را ایجاد میکنند؛ به گفته او، سرعت غیرمجاز، سبقت غیرمجاز، استفاده از تلفن همراه، خوابآلودگی و خستگی، ۸۲ درصد تصادفات جادهای را رقم میزند.
عامل انسانی؛ همچنان متهم اول؟
اگرچه پلیس سهم خودرو و جاده را پررنگ تر از گذشته میداند، اما خطای انسانی همچنان نقش تعیین کنندهای دارد؛ سردار تیمور حسینی اعلام کرده است عدم توجه به جلو، خستگی و خواب آلودگی و ناتوانی در کنترل وسیله نقلیه، عامل حدود ۶۰ درصد تصادفات است.
سرهنگ احسان مومنی، معاون آموزش و فرهنگ ترافیک پلیس راهور تهران بزرگ نیز میگوید ۵۰ درصد تصادفات تهران به دلیل بیتوجهی به جلو و استفاده از تلفن همراه رخ میدهد؛ کارشناسان معتقدند استفاده گسترده از تلفن همراه هنگام رانندگی، ارسال پیام، فیلمبرداری و فعالیت در شبکه های اجتماعی به یکی از مهم ترین عوامل افزایش تصادفات در سال های اخیر تبدیل شده است.
موتورسواران؛ قربانیان همیشگی خیابانها
یکی از نگران کننده ترین بخشهای آمار مربوط به موتورسواران است؛ رئیس اداره تصادفات پلیس راهور تهران اعلام کرده است ۴۷ درصد تصادفات فوتی تهران مربوط به موتورسواران است و علت اصلی مرگ آنان، ضربه به سر و استفاده نکردن از کلاه ایمنی عنوان شده است.
همچنین سه بزرگراه امام علی، همت و آزادگان به عنوان مرگبارترین مسیرهای پایتخت برای موتورسیکلت سواران معرفی شدهاند؛ از سوی دیگر، سرهنگ احسان مومنی اعلام کرده بیش از نیمی از موتورسواران متخلف فاقد گواهینامه هستند و بیش از ۹۰ درصد مرگهای آنان به دلیل استفاده نکردن از کلاه ایمنی رخ میدهد.
آمارها نشان میدهد عابران پیاده همچنان آسیب پذیرترین گروه کاربران ترافیک هستند؛ در تهران حدود ۴۰ تا ۴۴ درصد فوتیهای تصادفات را عابران تشکیل میدهند؛ سرهنگ رابعه جوانبخت، رئیس اداره تصادفات پلیس راهور تهران بزرگ، اعلام کرده بیش از نیمی از تصادفات مرگبار عابران در ساعات تاریکی شب رخ میدهد و افراد بالای ۶۰ سال بیشترین سهم را در میان قربانیان دارند.
هزینه ای فراتر از جان انسانها
تصادفات تنها جان انسانها را نمیگیرند؛ اقتصاد کشور را نیز فرسوده میکنند؛ سردار سید کمال هادیانفر، رئیس پیشین پلیس راهور فراجا، اعلام کرده بود سالانه ۹ تا ۱۱ درصد بودجه کشور صرف پیامدهای تصادفات میشود.
به گفته او، خسارت تصادفات حدود ۷ درصد تولید ناخالص داخلی را تحت تأثیر قرار میدهد و هر فوتی ناشی از تصادف میلیاردها تومان خسارت مستقیم و غیرمستقیم به اقتصاد کشور وارد میکند.
شرکت های بیمه نیز سالانه دهها هزار میلیارد تومان بابت خسارتهای ناشی از تصادفات پرداخت میکنند؛ منابعی که به اعتقاد کارشناسان میتواند بخشی از آن صرف ایمن سازی راهها، نوسازی ناوگان و توسعه سامانه های هوشمند شود.
نوروز؛ آزمون سالانه جادههای ایران
تقریباً هر سال، تعطیلات نوروز به آزمونی برای وضعیت ایمنی جادههای کشور تبدیل میشود؛ در نوروز ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ نیز آمار جان باختگان افزایش یافت و پلیس اعلام کرد سرعت بالا، خواب آلودگی و خستگی عامل اصلی حدود دو سوم تصادفات بوده است؛ بررسیها نشان میدهد بیشترین مرگ ها در جادههای هموار و اصطلاحاً «کفی» رخ میدهد؛ جایی که راننده به دلیل یکنواختی مسیر دچار کاهش تمرکز یا خواب آلودگی میشود.
چرا بحران پایان ندارد؟
کارشناسان معتقدند پاسخ این سؤال را نمیتوان تنها در رفتار رانندگان جست وجو کرد؛ کیفیت پایین خودروها، فرسودگی ناوگان، کاهش قدرت خرید مردم برای تعمیر یا تعویض خودرو، وجود هزاران نقطه حادثه خیز، کمبود سامانه های هوشمند کنترل سرعت، ضعف حمل ونقل عمومی، نبود فرهنگ ترافیکی مناسب و ناهماهنگی میان دستگاه های مسئول، مجموعه ای از عوامل را شکل داده اند که نتیجه آن، تثبیت آمار مرگ در جادههاست؛ از سوی دیگر، پلیس بارها تأکید کرده است که بیش از ۳۰ دستگاه در کاهش تصادفات مسئولیت دارند و این بحران تنها با برخورد پلیسی حل نخواهد شد.
کارشناسان بر چند راهکار مشترک تأکید دارند؛ نوسازی ناوگان خودرویی، ارتقای استانداردهای ایمنی خودرو، اصلاح نقاط حادثه خیز، توسعه حمل ونقل عمومی، افزایش دوربینهای ثبت تخلف، مدیریت هوشمند سرعت، آموزش مستمر رانندگان و فرهنگ سازی عمومی.
در کنار این موارد، الزام استفاده از تجهیزات ایمنی مانند کلاه ایمنی برای موتورسواران و کمربند ایمنی برای همه سرنشینان، برخورد قاطع با تخلفات پرخطر و سرمایه گذاری بیشتر در زیرساخت های جاده ای از دیگر مطالبات کارشناسان است.
پشت عدد ۱۹ هزار و ۵۴۰ تنها یک آمار خشک و رسمی قرار ندارد؛ پشت هر عدد، خانواده ای عزادار، کودکی یتیم، پدر یا مادری داغدار و جامعه ای است که بخشی از سرمایه انسانی خود را از دست داده است. در شرایطی که مسئولان سالهاست از نقش خودرو، جاده، راننده و ضعف زیرساختها سخن میگویند، استمرار این آمار نشان میدهد مشکل تنها در شناسایی عوامل نیست، بلکه در سرعت و کیفیت اجرای راه حلهاست. تا زمانی که ایمنی به اولویت نخست سیاست گذاری در حمل و نقل کشور تبدیل نشود، احتمالاً تقویم هر سال، بار دیگر با انتشار آماری مشابه آغاز خواهد شد؛ آماری که نه فقط از تلفات جادهای، بلکه از تداوم یک بحران ملی حکایت دارد.





نظر شما